|
عنوان آخرين كتاب شما اين بود:آنچه كه مي بينيد هماني است كه بدست مي
آوريد. " What you see is what you get " اما آن چنان كه الان به
نظر مي رسد اينطور نيست يعني آنچه كه شما مي بينيد همه آن چيزي نيست كه
بدست مي آوريد.
MS- عنوان مبهم و طعنه آميز است. اما به يك نكته خاصي در كار ما اشاره
مي كند. به هرحال به نظر ما تجربه يك ساختمان از صحبت كردن در مورد آن و يا
ارائه هر گونه مدل معماري براي آن مفيدتر است. يعني اگر خود ساختمان را
ببينيم بهتر مي توانيم آن را درك كنيم.
با تأكيد زياد روي تجربه اي كه شما در مورد قلمرو جامعه مردم پسند داشته
ايد، چگونه يكي از ساختمانهاي شما مثل پروژه Sydney يا TV World در Hamburg
خودش را از فرهنگ تجربه اي كه معتاد به خوشي زود گذر است، تمايز مي دهد؟
LH- تجربه ها در ساختمانهاي ما بايد عميق تر و به ياد ماندني تر از چيزهايي
كه صرفاً تماشايي است، باشد. اگر كسي وارد ساختماني شده و با فضاهاي داخلي
و خارجي اش درگير شود، خواهد ديد كه آن ساختمان فراتر از آن شكل و نقش
اوليه ای است كه در ذهنش شكل بسته.TV World اگر چه متفاوت است، اما شرايط
را مستقيماً در نظر مي گيرد. چرا که با دنياي واقعي سر و كار دارد یا
دنيايي كه سعي در ملحق شدن به دنياي واقعي است.
MS- از آنجايي كه صفات تصور شده از يك ساختمان مد نظر هست، به نظر من سطوح
مختلفي از درك و شناخت يك بنا وجود دارد. اگر شما به صورت اتفاقي يكي از
ساختمانهاي ما را از دور ببينيد، صفات تصور شده از شكل آن قويترين منظر است
كه شما را به طرف خودش مي كشد و بزودي شما خودتان را درون آن بنا و در حال
استفاده كردن از آن مي بينيد. در استفاده از ساختمانهاي ما شخص اينگونه
درگير ارتباطات بين سطوح، تصورات واقعي و تجربه فضايي مي شود كه بيشتر قابل
درك است. يعني فضا را تجربه مي كند و به تصورات واقعي مي رسد و فضا برايش
قابل درك مي شود.

TV World در Hamburg
LH- ممكن است به نظر برسد كه تصور دو بعدي از يك بنا تنوع را از آن بگيرد،
در حاليكه ساختمان GSW كه مرتفع است و تصور دو بعدي از آن حاصل مي شود،
نماي جذابي دارد.
MS- ممكن است ديدهاي مختلفي نسبت به طرح ها وجود داشته باشد. از يك طرف كسي
مي تواند به يك پروژه غني، ديد سطحي داشته باشد و از طرف ديگر در نظر برخي
ها، چيزي كه پيش پا افتاده است، مي تواند نقش جدي داشته باشد. بنابراين به
نظر من، اينكه شما چگونه بنايي را اجرا كنيد به آيتم هاي زيادي بستگي دارد.
از جمله انتخاب مصالح، المانها و توجه به نماي فيزيكي آن و ... . و مطمئناً
كار دشواري است.
Matthias شما به طور منظم تدريس مي كنيد و Louisa شما به صورت متفرق درس
مي دهيد، ارزش هاي تعليمي ساختمانهاي شما براي نسل جوانتر چيست؟
MS- وقتي من تدريس مي كنم به ندرت در مورد معماري خودمان صحبت مي كنم، زيرا
براي من تدريس يك فرصتي هست براي بيشتر تحقيق كردن. بر حسب موضوعات تدريس،
ما هميشه علاقمند شرايط شهري فوق صنعتي، سايت هاي عاري از هر گونه سبك و
نظم شهري و برنامه ريزي شده آشكار، بوديم. من دانشجوها را تشويق مي كنم تا
استعدادهاي خودشان را كشف كنند و به جاي تكيه بر نكات از پيش تعيين شده
براساس تجربياتشان قضاوت كنند. به طور كلي من فكر مي كنم كه نبايد به يك
سري نظريات از پيش تعيين شده و اصول جاري عادت كنيم. درست است كه ما هميشه
در محتواي مباحثمان از اكولوژي حرف مي زنيم، اما در انگليس، ما به عنوان
تعليم دهندگان مدرن ديده شده ايم، در آلمان به عنوان معماران ارگانيك و اگر
عنوانهاي ديگري به ما ندهند، ما معماراني هستيم كه از رنگ استفاده مي كنيم.
LH- روشي كه ما دوست داريم معماريمان بر اساس آن باشد اين است كه بنا، براي
استفاده كنندگانش، مفيد و لذت بخش بوده و ساختمان درك صحيحي از شرايط
فرهنگي امروزي را مجسم كند.

Innovation and Development Centre

TV World , Hamburg


Potonics centre

GSW Building, Berlin
منبع
مجله Elcroquis 114
- 1
|